مجموعه جوک،اس ام اس ، آف لاین و عکس های زیبا
خيلي سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه .. خيلي سخته که وقتي که رفتي تا با پول تو جيبي چند ماهت براي تولدش کادو بخري با يکي ديگه ببينيش
بود ماه آذر، اوج ياس و تيرگي، گل نبود و برگ هم پژمرده بود چشم هاي پر ز اشكم را ببين، شايد آن شب آسمان هم ميگريست قلب غمگين هميشه خسته ام،وارث دلتنگي و افسردگي است خوب ميدانم كه روز مرگ من،باز ابر آسمان خواهد گريست ساكت و خاموش
رفتي و به آمدن نينديشيدي بر سادگيم به سادگي خنديدي يک جمله هميشه مانده بر لبهايم اي کاش کمي مرا تو ميفهميدي در حريم عاطفه نقش شقاوت مي زدي نارفيق بودي و هر زمان لاف رفاقت مي زدي
يادش بخير ديروز ها كنار هم مي نشستيم و چشم به غروب آفتاب ميدوختيم كه اشعه طلاييش با امواج ميرقصيد... و امروز ها من به تنهايي و با ياد تو كنار آب مي نشينم و به غروب آفتابهايي فكر ميكنم كه بدون تو ميگذرند. چقدر زود گذشت با هم بودن و چه زجر آور است زندگي در اين روزهاي تنهايي و بدون تو....اي كاش بودي و صداي تپش هاي قلبم را ميشنيدي. تپش هايي كه فقط به خاطرتو ميزنند فقط چون تو گفتي بعد از من بر لب آب بنشين و غروب آفتاب طلايي را تماشا كن
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...
ديشب تمام خاطرات با تو بودن را دور ريختم و امروز هر چه ميگردم خودم را پيدا نمیکنم
سكوتم را به باران هديه كردم تمام زندگي را گريه كردم نبودي در فراغ شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
تمام شب کنار برج ها منتظر می مانم صندلیهای شکسته از آن من نیستند اگر آهسته صدایت می زنم نمی خواهم ستاره ها بریزند آخر سقفی ندارم که زیر آن دستهایت را بگیرم و گریه کنم
مي روم دور از تو با دنياي خود خلوت کنم بايد آخر من به اين بيگانـگي عـادت کنم مي روم تا عاقـبت پروانـه اي پيـدا شود همنشين اين دل شوريده ي شيدا شود
قلبم محکوم شد به ساده بودن!..غرورم محکوم شد به خونسرد بودن !!.. احساسم محکوم شد به کم حرف بودن!..دلم محکوم شد به گوشه گير بودن!!.. چشمانم محکوم شد به مهربان بودن!..دستهايم محکوم شد به سرد بودن!!.... پاهايم محکوم شد به تنها رفتن!.....آرزوهام محکوم شد به محال بودن!!!!!!........ "وجودم" محکوم شد به" تنها" بودن!!!!...و "عشقم" محکوم شد به" مردن
...........................................................................................................................................
دوست دارم براي تو يه حرف خيلي ساده بود ... غافل از اينكه دل من منتظر اشاره بود
روز اول گل سرخي بريم آوردي و گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم آوردي و گفتي که دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي بريم آوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي مرا ببخش فقط يک شوخي بود
یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست
گاه گاهی که دلم می گیرد به تو می اندیشم خوب در یادم هست چه شبی بود آن شب! تو همان نوگل دیرینه و من برگ زردی که فتاده است به خاک و من اندر عجب این دیدار که تو بعد از سال ها هم چنان زیبایی! کاش می دانستی که چه کردی با من در همان لحظه که لبریز ز شوقت بودم چشم بر گرداندی و مرا سوزاندی
سيب سرخي رابه من بخشيد رفت ساقه سبزدلم راچيد رفت عاشقي هاي مراباورنکرد عاقبت برعشق من خنديدرفت اشک درچشمان سردم حلقه زد بي مروت اشکهايم راديد رفت
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد
هیچکس نیست که در زلالی خاطراتم تیرگی تنهایی هایم را بزداید؟ کسی نیست تنهایی بی پایان مرا با ذره ای دوستی تاخت بزند؟
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميذاشت
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by faghatkhandeh.blogfa.com
